السيد علي الحسيني الميلاني

333

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)

انگشتر خود را تصدق فرمود ؟ و گمان دربارهء ايشان - و بلكه علم قطعى - آن است كه او به امرى اشتغال داشته كه او را از توجه به امور غير متعلق به آن باز مىداشته است و مواردى كه اين امر را تأييد مىكنند ، فراوان است . ابن جوزى بالبداهه سرود : مىنوشد و مىنوشاند ولى سُكر آن او را غافل نمىكند * از محبوب و نديم خود و نيز از مردم او را غافل نمىكند سُكر وى از او اطاعت مىكند تا اين كه براى او ممكن بود * فعل هوشياران ، پس او در ميان مردم يگانه است بنابراين ، به اعتراف برخى از عالمان اهل سنّت ، حتى افراد متعصبى هم‌چون ابن جوزى ، « 1 » هيچ امرى نمىتواند حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام را از توجه به خداوند سبحان باز دارد و به تعبير نگارنده ، ايشان مقامى دارد كه « لا يشغله شأن عن شأن » . البته در مرتبهء مخلوقيت ! و يا به تعبير ابن ابى الحديد ، صفات مخالف و اضداد در اميرالمؤمنين على عليه السلام جمع شده است . پس خاتم بخشى حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام عبادتى است كه در حال عبادت ديگر انجام داده است و اين اعلاء ، اشرف و اجلّ فضائل و مناقب ايشان است و از اين رو است كه خداى تعالى با نزول آيهء ولايت اين عمل را امضاء كرده و ستوده است . صرف نظر از اين واقعيت ، اساساً چنين اشكالى از سوى اهل تسنّن وارد نيست ، زيرا بر اساس روايات و مبانى آنان ، پرداختن به امور ديگر در نماز موجب بطلان نماز

--> ( 1 ) . ابوالفرج ابن جوزى ( م 597 ) فقيه ، محدّث ، مفسّر و واعظ حنبلى مذهب است و از عالمان متعصب به‌شمار مىرود . در بيان تعصب وى همين بس كه ابن تيميه از وى متأثر است و مطالب خويش را از او ، ابن حزم و ابن عربى مالكى گرفته است . البته تعصب او از دو نفر ديگر كمتر بوده ؛ از اين رو به جواز لعن يزيد فتوا داده است . وى در بغداد مجلس وعظى داشته كه بزرگان حكومتى در آن شركت مىجستند . روزى در حالى كه وى بر منبر سخنرانى بوده است ، شخصى در مورد اعطاى انگشتر در حين نماز از سوى اميرالمؤمنين عليه السلام سؤال مىكند ، او شعر فوق را بالبداهة در پاسخ وى مىسرايد .